یه نفر یه جایی یه وقتی تموم دنیاش لبخند تو بود پس یه جایی یه وقتی با یه لبخند یادش کن!!!!
تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم..... كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم!!!
بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد از مرگم روی سنگ
او که خوابیده است در این گور سرد
بودنش را هیچکس باور نداشت
بنویس عهد و شکستی
پا روی دلم گذاشتی
رفتی و آخر قصه
من و تنها جا گذاشتی
بنویس دلم شکسته
خسته از فریب دنیام
دلم از خدا گرفته
آخه من یه عمره تنهام
بنویس خدا دوستم داشت
توی قلبم تو رو جا داد
اما تو دوستم نداشتی
عشق هم اینجوری جواب داد
بنویس دوستت ندارم
دیگه تو برام غریبی
....دل من یه بار خطا کرد
چشم من بیا من و یاری بکن
گونه هام خشکیده شدکاری بکن
غیره گریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
هر چی دریا رو زمین داره خدا
با تمومه ابرای اسمونا
کاشکی میداد همه رو به چشم من
تا چشمام به حال من گریه کنن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
غصه ی گذشته های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دل هیچ کس مثل من زخم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشکاشو کم میاره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه ماتمه
فرصت موندن ما خیلی کمه
اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
سرنوشت چشماش کوره نمی بینه
زخم خنجرش میمونه تو سینه
لب بسته سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن ادم همینه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد....
تنها پناه دله بي كسم بود تنهام گذاشت و رفت از كنارم ...
از درد دوريش من بي قرارم خيال مي كردم پيشم مي مونه ...
ترانه ي عشق واسم مي خونه خيال مي كردم يه هم زبونه ...
نمي دونستم نا مهربونه با اين كه رفته اما هنوزم ...
از داغه عشقش دارم مي سوزم فكر و خيالش همش باهامه ...
هر جا كه ميرم جلو چشـــامه دلم مي خواد تا دوم بيارم ...
رو درد دوريش مرحم بزارم اما نمي شه راهي ندارم ..
. نمي تونم من طـاقت بيارم....!!!!
در زمـین عشقـــی نـیـسـت که زمینت نزند ، آســـمان را دریــــاب...!!
آری یکی را دوست میدارم آن را احساس کردم در قلبم…
او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی وتیره و تار من است…
او همان خورشید درخشان آسمان روز های زندگی من است…
یکی را دوست میدارم…آری او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است…
قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساس پاک قلبم میباشم…
یکی را دوست میدارمِِ همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد ومرا با
خود به دشت دوستی ها برد…او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش
مرا به اوج آسمان آبی برد و مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد…
یکی را دوست میدارم همان کسی که هر شب قصه لیلی و مجنون در گوشم
زمزمه میکردومرا به خواب عاشقی میبرد…
یکی را دوست میدارم همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به من
آموخت…اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم…
او مثل ابر بهار زودگذر نیست او برایم مانند یک آسمان است که همیشه بالای سرم
می باشد…آسمانی که وقتی ابری میشود چشمهای من هم از دلگیری او بارانی میشود…
آری تو برایم مانند همان آسمانی… یکی را دوست میدارم
او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است…پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم
بمان و تسلیم احساسات پاک من باش…می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم…
می مانم تا زمانی که خون عشق در رگهای من جاری است…
ای خورشید آسمان روزهای من ای مهتاب روشنی بخش شبهای من
ای ستاره درخشان آسمان تیره و تار من ای آسمان و در پایان ای همدم زندگی من
با من باش چون که تو را دوست می دارم آری تو را دوست می دارم…فقط تورا...!

تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار....!
خدایا عاشقان را با غم عشق اشنا کن....!
خدا همیشه با ماست....ای غمممممممم
نکند خدا تو باشی....

چقدر عجیبه که تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمیاره..تا فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمی گرده...تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه...تا وقتی قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد...وتاوقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه...!
میگی گل رو دوست داری اما میچینیش..میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش..میگی پرنده رو دوست داری اما تو قفس میندازیش..حالا چجوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟!!!
در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند..هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد..!
من اگه کسی رو داشتم دیگه در به در نبودم..با غم و غصه و اندوه دیگه هم سفر نبودم
اگه زخم نخورده بودم تورو باور نمی کردم توی این حصار پر درد با غمت سر نمی کردم

سوختم و سوختم و ساختم هرچی داشتم به پات باختم
کاش تورو از روز اول مثل امروز می شناختم....
تو وجود خالی تو جز دروغ هیچی ندیدم...کاش میشد به این حقیقت پیش از اینها می رسیدم..!
دلم از خاطره های بد جداست.. من ازاون شبهای بی تابی می خوام
پری ناز کوچو لو رفتی خونم شده ویرون دلم از بی کسی خونه نمی تونه که بخونه
حرفای نگفته مونده ولی دل باید بدونه اون که رفته دیگه رفته نمی خواو دیگه بمونه..
یادم نمی یاد روزگار و اما یادم می یاد تورو..نفهمیدم چرا اما من هنوز عاشفقم...
سفر کردم که از یادم بری دیدم نمشه..اخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
غم دور از تو بودن چه بی بال و پرم کرد نرفت از یاد من عشق سفر عاشقترم کرد!!
باران می بارد امشب تو را کم دارم امشب آرام جان خسته رحمی سپارد امشب
این کلام اخرینت برده میل زندگی را از سر من گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باوره من...!!
عزیزم غمت نباشه برو که روبه رو نوره..برو ما تنها میشینیم واسه ی عشقت میمیریم..!!
میرم ولی گریه نکن نزار از عشقت بمیرم شاید تو اوج بی کسی با عکسات آروم بگیرم
میرم ولی بدون یکی خیلی تورو دوستت داره یکی که از دوریه تو سر به بیابون میزاره...!!
وقتی که بن بست غربت سایه ساره قفسم بود
زیر رگباره مصیبت بی کسی تنها کسم بود...!
تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم..ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم
نمی دونم چی بگم که باورت شه جونمی..توی این کابوس درد رویای شبونمی...!
خدایت بزگ است...
محبت از درخت اموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمی دارد...!
هرگز امید را از کسی نگیر شاید تنها چیزیست که برایش مانده...!
تو گفتی زندگی پوچ و بیهوده است..اما یادت نیست که گفته بودی ..تو همه ی زندگی منی..!
بعد از تو به هر دیواری که تکیه کردم از من فاصله گرفت....!!!
کاش دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود. وقتي دستت زخم مي شه چشمت گريه ميکنه و وقتي چشمت گريه مي کنه دستت اشکشو پاک مي کنه!!!
مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسير رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟!
وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزار..!!
من بی تو یک سرزمین گم شده ام..من بی تواسمانی بی ستاره ام.. من بی تو باغی بدون گلم
و تو نمی دانی که بی تو تنهایم....!!!
دو تا ادم برفی دو طرف رودخونه عاسق هم میشن از عشقشون اب میشن تاشاید یه جایی تو رودخونه بهم برسن....!
تا که بودیم نبودیم کسی..کشت مارا غم بی هم نفسی..تا که خفتیم همه بیدار شدن..تاکه مردیم همگی یار شدن..قدر آن شیشه بدانید که هست..نه در آن موقع که افتاد و شکست..!
من..
پری کوچک غمگینی را میشناسم که در اقیانوس مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد
آرام ، آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد...!!

